نامه سی ام- اقسام شهادت و کمال آن

 

 

[شهید اقتصادی، شهید سیاسی، شهید آبرو و ...]

ادامه نوشته

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود ...

 

دانلود با صدای علیرضا قربانی

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

 وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

 وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

 وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

 من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

 چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

 آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم  سجده کرد

 آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

 من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

 چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

 چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر

 آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

 دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود 

 

افشین یداللهی

 

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان ....با همین نخوت که دارد آسمانی می کند

   

 

دکلمه با صدای استاد شهریار

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
نای ما خامش ولی این زهره ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
هر چه گردون می کند با ما نهانی می کند
می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
شهریارا گو دل ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می کند

تو کز محنت دیگران بی غمی ...

 

لالایی ... علی زند وکیلی

 

 لالایی با صدای  علی زند وکیلی 

 

لالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن رویه زانویه شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق
تو مثله التماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم
حالا من موندمو یه کنجه خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاطمهای امواج جدایی زده کاشونمو صد تکه کرده
دلم میخواست پس از اون خوابه شیرین دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد
میونه قلب متروکم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمیشه  

صدام غمگینه از بس گریه کردم ازم هیچ اسمو هیچ آوازه ای نیست
نمیپرسه کسی هی در چه حالی خبر از آشنای تازه
ای نیست
به پروانه صفتها گفته بودم که شمعم میله خاموشیه من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن حالا وقت فراموشیه من نیست

تو مثله التماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم

 

بهار پاییزی ( استاد شهریار)

  

 بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم  

 ولی، چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

 

 

نامه بیست و نهم- تطابق اعمال، رفتار و گفتار با شاخص های عرفی   

و اصالت داشتن نظر دیگران و یا تطابق با معیار های الهی. 

 

[ماجرای میوه فروش و استاد دانشگاه]

 

ادامه نوشته

 

نامه بیست و هشتم- معامله با خالق حتی به بهای 

 بی آبرو شدن از دیدگاه خلق. 

 

[ماجرای قاضی محترم و قاضی متجاوز، ماجرای سردار شهید]

ادامه نوشته

كوچه های شهر، پر ولگرده، شب پر مرد و پر نامرده ...

  

 لینک دانلود با صدای همایون شجریان

آهای خبردار! مستی یا هوشیار...
آهای خبر دار!
خوابی یا بیدار؟
خاله یادگار!

تو شب سیا
تو شب تاریك
از چپ و از راست
از دور و نزدیك
یه نفر داره
جار می زنه، جار
آهای غمی كه
مثل یه بختك
رو سینه ی من
شده ای آوار
از گلوی من
دستاتو، ور دار

توی كوچه ها
یه نسیم رفته
پی ولگردی
توی باغچه ها
پاییز اومده
پی نامردی
توی آسمون
ماه و دق می ده
درد بیدردی
خاله یادگار!
نمی آیی بریم
شهرو بگردیم
قدم به قدم؟
نمی آی بریم
چراغ ور داریم
پرسه بزنیم
دنبال آدم؟
كوچه های شهر
پر ولگرده
دل پر درده
شب پر مرد و
پر نامرده
همه پا دارن
همه دس دارن
اما بعضیا
دور خودشون
یه قفس دارن  
 

(استاد حسین منزوی) 

ادامه نوشته

حرمت آدم ها

 

این مهم نیست که مردم من رو آدم  حساب نکنن، بدبختی اون روزیه که من خودم رو آدم حساب نکنم، مهم اینه اگر من یک آدم  رو تحقیر کنم، فقط یک نفر رو، حتی یک جلاد رو، دیگه به هیچ کی نمیتونم احترام بگذارم، چون حرمت آدم ها میشکنه و به این خاطر سعی میکنم تو گفتار و عمل خودم مواظب حرمت دیگران باشم.

ساخت ما را همان که ...


 

قطره قطره اگر چه آب شديم

 ابر بوديم و آفتاب شديم
ساخت ما را همان که مي پنداشت

به يکي جرعه اش خراب شديم

رنگ سال گذشته دارد

 همه ي لحظه هاي امسالم
سیصدو شست و پنج  حسرت را... 

 همچنان مي کشم به دنبالم

 

 محمد علی بهمنی

جاده تعلم و ایستگاه تعقل

 

به من بگو  ... 

 و من  فراموش خواهم کرد  

به من یاد بده ... 

و من به خاطر خواهم سپرد  

مرا درگیر کن ... 

و من خواهم آموخت 

  

تعلیم معلم باید به گونه ای باشد که ... 

 متعلم را از جاده تعلم به ایستگاه تعقل برساند 

 

 

 

نامه بیست و هفتم- تکریم تفاوت های رفتاری به عنوان یک شاخص اجتماعی و 

 

عدم تلاش برای ایجاد شخصیت های مشابه با قائده های دستوری


ادامه نوشته

 

نامه بیست و ششم - فراموشی کامل و یا بیان و حل تیرگی های رفتاری   

 

به جهت جلوگیری از ایجاد دیوار کدورت ها

ادامه نوشته

 

نامه بیست و پنجم- تعیین حدود تاثیر شاخص های عرفی  

 

در تربیت و آموزش در سنین رشد

 

ادامه نوشته

 

نامه بیست و چهارم - تفاوت حق در امور تکوینی و حقیقی با امور 

 

 تشریعی، اعتباری و قراردادی

 

 

 

ادامه نوشته