زمستان

نفس که از گرمگاه سینه میآید برون
ابری شود تاریک...
چو دیواری ایستد در پیش چمانت
نفس کاین است...
پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک
زمستان است ... زمستان

نفس که از گرمگاه سینه میآید برون
ابری شود تاریک...
چو دیواری ایستد در پیش چمانت
نفس کاین است...
پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک
زمستان است ... زمستان
دانلود دکلمه مورد نظر با صدای مرحوم حسین پناهی

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصلهی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارهام
میچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونهی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟
تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر میخواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقهای از حلقهی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

ای خدای من! باید از نظر علم از همه برتر باشم، مبادا دشمنان،
مرا از این راه طعنه زنند.
باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه میکنند و به دیگران فخر می فروشند،
ثابت کنم خاک پای من هم نخواهند شد.
باید همه ی آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم،
وآنگاه خودم خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم....
تو که اومای آو گشس د چش و چشمه
(با آمدنت آب از چشم و چشمه جاری میشود)
خنه سی دار پر د گل پلپیچ بیه د رنگ و رشمه
(با خندیدنت، درخت پر گل و رنگارنگ میشود)
تو خور داری د خاو بچه ساویا
(تو از خواب طفلان کوچک خبر داری)
تو بلدی طور کوچه سی پریسکیا
(تو مسیر کوچ پرستوها رو میدونی)
تل حشک سر دار نومت دونه
(شاخه خشک درخت اسم تو را میداند)
مل بی لیز مینه مشدت میکه لونه
(پرنده آواره (بی خانمان) در کف دست تو لانه میسازد)
صو سحر د شوق تو خروس میحونه
(از شوق توست که خروس صبح زود میخواند)
ایل و بار وامیل مالگت ایل میرونه
(ایل با میل تو به راه میافتد)
برگ گل نوم تو رو داره و دامو
(برگ گل اسم تو را در دامن خود دارد(تو را میشناسد))
تو تونی داخ د دل زمی درآری
(تو میتوانی غم را از روی زمین برداری)
تو تونی ویر نسارو بکی آو
(تو میتوانی برفهایی را که در معرض آفتاب قرار ندارن، آب کنی(میتوانی معجزه کنی))
تو تونی.....

دانلود آهنگ مربوطه با صدای استاد رحمانپور

به نسیمی همهی راه به هم میریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم میریزد؟
سنگ در برکه می اندازم و میپندارم
با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد
عشق بر شانه ی هم چیدن ِ چندین سنگ است
گاه میماند و ناگاه به هم میریزد
هرچه را عقل به یک عمر به دست آوردست
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم میریزد
آه...یک روز همین آه تو را میگیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
هرچه را عقل به یک عمر به دست آوردست
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم میریزد
أدنی الکُفر
أن یَسمَعَ الرَّجُلُ مِن أخیهِ الکَلِمَةَ
فَیَحفَظَها عَلَیهِ یُریدُ أن یَفضَحَهُ بها
کمترین کفر این است
که انسان از برادرش سخنی بشنود
و آن را نگهدارد تا او را با آن سخن رسوا کند.
وسایل الشیعه ج17 ص211
"خوش به حال اونوقتي كه واسه بي كسي اين دوتا غصه ميخورديم..."


تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخم های من خوب می شود
نه زخم های تو .. .
نامه ششم- ثروت، قدرت و مقام
(کشتی، نمایندگی(خادمی) و ...)