اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم... شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت

 

گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشت

تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت

از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست

می شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت

اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم

شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت

دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم

چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت

شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی

هرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشت

گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود

ما را در این مبارزه تنها نمی گذاشت

ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین

در خون مرا به حال خودم وا نمی گذاشت

ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع

ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت

استاد نظری

 

نامه سی و ششم- بررسی انواع مختلف برخوردها با قوانین حکومتی 

 

[منفعت طلبی انسان]

ادامه نوشته

بارخدایا، آنچه را برایم پسندیده‌ای در نظرم محبوب ساز و ...

 بارخدایا...

تو را سپاس بر نعمت تندرستی بدن که همواره و پیوسته از آن برخوردار بودم و سپاس تو را بر آن بیماری که در جسمم پدید آورده‌ای. ای خدای من نمی‌دانم که کدام‌یک از این دو حال برای شکر به درگاهت سزاوارتر است و کدام ‌یک از این دو وقت حمد تو را شایسته‌تر؟ 

آیا زمان سلامت که روزی‌های پاکیزه‌ات را بر من گوارا ساخته‌ای و به سبب آن برای به دست آوردن رضایت و نعمت‌هایت به من نشاط بخشیده‌ای، و به سبب آن تندرستی به من نیرو داده تا به طاعتت توفیق یابم، یا به هنگام بیماری که مرا به آن پاک می‌سازی، و نعمت‌هایی که به من تحفه داده‌ای، تا گناهانی را که از آن گرانبار شده‌ام تخفیف دهی و مرا از سیئاتی که در آن فرو رفته‌ام پاک نمایی و آگاهی‌ام دهی که پلیدی گناه را به توبه از دل بشویم، و با یادآوری نعمت قدیم، گناه بزرگم را از پرونده‌ام محو نمایم و در خلال این بیماری از جمله تحفه‌ها که به من عنایت می‌کنی این است که فرشتگان به حساب من اعمال پاکیزه‌ای نوشته‌اند که فکر آن به خاطری نگذشته و بر زبانی نرفته و هیچ‌یک از اعضا در انجامش رنجی نبرده، بلکه این همه از باب تفضل و احسان تو بر من نوشته شده. 

بارخدایا ...

 بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه را برایم پسندیده‌ای در نظرم محبوب ساز و تحمل آنچه را بر من وارد نموده‌ای آسان ساز و مرا از آلودگی اعمال گذشته پاک کن و شرّ اعمال گذشته‌ام را از من بزدای و از لذّت عافیت کامیابم فرما، و گوارایی تندرستی را به من بچشان و لطفی کن که از بستر این مرض به سوی عفو و بخشایش تو راه خلاص یابم، و از این زمین‌گیری به گذشت تو انتقال یافته و از این اندوه و گرفتاری به راحت تو خلاص یابم، و از این دشواری به فَرَج و گشایش تو سلامت یابم که همانا تو بی‌استحقاقِ ما احسان روا می‌داری و نعمت بی‌دریغ نثار می‌کنی، و بخشنده‌ای کریمی که عطایت را پایانی نیست، و دارای جلال و اکرامی.

 

 

دعای پانزدهم صحیفه سجادیه

 

نامه سی و پنجم- بررسی واکنش تیپ های شخصیتی جامد و مایع

هنگام حضور درشرایط مختلف

 

 

[تیپ های شخصیتی جامد و مایع]

ادامه نوشته

بدون شرح

 

 

گردن ِبدنام می افتد همیشه فعل ِبد

گرگ، روحش هم خبر از یوسف کنعان نداشت