زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کس نیست؟

 

…غریبم، قصه ام چون غصه ام بسیار
غم دل با تو گویم، غار!
من آن کالام را دریا فرو بُرده 
گله ام را گرگها خورده 
من آن آواره ی این دشت بی فرسنگ
من آن شهر اسیرم، ساکنانش سنگ 
کجایی ای حریق؟ ای سیل؟ ای آوار؟
اشارتها درست و راست بود اما بشارتها، 
ببخشا گر غبار آلودِ راه و شوخگینم، غار!
مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست؟
مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست؟
زمین گندید، آیا بر فراز آسمان کس نیست؟
گسسته است زنجیر هزار اهریمنی تر ز آنکه در بندِ  دماوندست؛ 
پشوتن مرده است آیا؟
و برف جاودان بارنده سامِ گُرد را سنگِ سیاهی
کرده است آیا؟ …

 

 

به امید روزی که در حرف زدنمون، عمل کردنمون، رای دادنمون و در تک تک انتخاب های زندگیمون، به جای من های وجودمان خدا رو در نظر بگیریم، روزی که همه صداها، هجاها، عمل ها، جناح ها و ...یکی باشد، روزی که همه یکی باشیم در ابدان گوناگون... روزی که خنده هر لب و گریه هر چشم از شادی و اندوه همه ما باشد، روزی که من... من نیست، من ما است و ما او ......

 

 

حرمت آدم ها

 

این مهم نیست که مردم من رو آدم  حساب نکنن، بدبختی اون روزیه که من خودم رو آدم حساب نکنم، مهم اینه اگر من یک آدم  رو تحقیر کنم، فقط یک نفر رو، حتی یک جلاد رو، دیگه به هیچ کی نمیتونم احترام بگذارم، چون حرمت آدم ها میشکنه و به این خاطر سعی میکنم تو گفتار و عمل خودم مواظب حرمت دیگران باشم.

جاده تعلم و ایستگاه تعقل

 

به من بگو  ... 

 و من  فراموش خواهم کرد  

به من یاد بده ... 

و من به خاطر خواهم سپرد  

مرا درگیر کن ... 

و من خواهم آموخت 

  

تعلیم معلم باید به گونه ای باشد که ... 

 متعلم را از جاده تعلم به ایستگاه تعقل برساند 

 

گریه مرد...

 

حالا میفهمم کسی که گفته (مرد برای هضم  دلتنگیهایش  گریه نمیکنه، قدم میزند)، یا مرد نبوده و یا هیچ موقع   

دلتنگ نبوده.....

 

مردم ظاهری ....

بزرگترین آرزو ...

   

آرزو می­کنم...

 دیگر آرزویی نداشته باشم

زندگی ....

 

 

الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا

 

کاش هر چه زودتر میفهمیدیم که این دنیا یه خواب کوتاه مدت و زودگذره، کاش هر چه زودتر میفهمیدیم که تمام خوشی ها و سختی هایی که در این دنیا برامون پیش می آد فقط خواب هایی هستند که به زودی زود میگذرند، اون موقع بود که نه از سختی های زندگی زیاد ناراحت و نه از شادیهای آن زیاد خوشحال میشدیم، کاش میفهمیدیم که تمام شادی ها و ناراحتی ها میگذرند و فقط باید یادمان باشد که خدا رو فراموش نکنیم.

 

دلم گرفته....

 

 

 

 

دلم گرفته.........

 از این همه نامردی.....

 از این همه ریا کاری.....

از این همه شعار زدن.....

دلم گرفته.... از کسایی  که روزی چند بار رو به  خدا می کنن و می گن (اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ  ستايش خداي را كه پروردگار جهانيان است) ولی در عمل از صبح تا شب به ستایش این و آن می پردازن و خدا رو در زندگی به فراموشی می سپارن......

 

دلم گرفته.... از کسایی که بارها و بار ها رو رو به خدا می کنن و می گن (إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعينُ پروردگارا تنها تو را مي پرستيم و از تو ياري مي جوييم و بس)  در حالیکه برای اینکه در این چند روز زندگی بیشتر بهشون خوش بگذرد،  به هر کسی رو میندازن......برای اینکه کاری گیر بیارن به هزار نفر رو میندازن و هزاران خدای زمینی برای خود می سازن، آیا واقعاً آدم عاقل 1000000000 تو مان نسیه رو با 1 ریال نقد عوض می کنه، نسیه ای که خدا پرداخت کننده اون باشه (که از هر نقدی نقد تره).....

 

دلم گرفته.... از کسانی که هزاران بار پای صحبت با خدا نشسته و گفتن (لم یلد ولم یولد هرگز( نزاد و زاده نشد) ) و لی در عمل برای خود هزاران خدا ساخته ان......

دلم گرفته.... از کسانی که  بارها و بار ها می گن (السلام علینا و علی عبادالله الصالحین  سلام بر ما وبر تمام بندگان صالح خدا) ولی در زندگیشان به جای اینکه با مردم بر اساس معیار های خدایی، صالح بودن، ایمان و.....  سلام و احترام کنن ، بر حسب معیارهایی مثل پول، مقام و مدرک و.... سلام و احترام می کنن.....

 

                           

                           دلم گرفته

پول پست تر از چرک کف دست....

 

 

خدایا خوب میدانم و یقین دارم که بی ارزش ترین چیز در زندگیم پوله ....خدایا مشیتت را  طوری قرار بده که نه آنقدر پولدار و ثروتمند شوم که به خاطر این چیز بی ارزش به دیگران فخر بفروشم و نه آنقدر فقیر باشم که به خاطر این چرک کف دست، دستانم را پیش ناکس دراز کنم.......

 

حکمت خدا و نه لیاقت خودمون

 همه نعمت هایی که خدا به ما داده (زیبایی، سلامتی،تیپ، ثروت و.....) و به بعضی های دیگر نداده، از روی حکمت خدا بوده........ نه اینکه ما نسبت به کسانی که از این نعمت ها محروم هستند لیاقت بیشتری داشته باشیم(حکمت خدا و نه لیاقت خودمون) و ممکن است خدا هر لحظه حکمتش را در این قرار دهد که ما از این نعمت ها محروم شویم،  پس هیچ گاه به خاطر هیچی مغرور نشویم.

 

آرامش واقعی...

 

آرامش واقعی

 

 

آرامش واقعی تو وجود خودت و بودن با خدائه، پیداش کن و بی نیاز بودنتو از همه غیر از خدا ثابت کن ......

 

 

 سالها دل طلب جام جم از ما می کرد        

                                           آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

 

 

 (الا بذکر  الله تطمئن القلوب)

 

گاه می اندیشم ...

 

 

گاه می اندیشم که پاک کردن اشک های غم از روی گونه های خیس فرشته ای دلتنگ از تمام تفریح ها و خوشی های دنیا قشنگ تر و لذت بخش تر است.....